امروز:

آموزش تحریر دفاتر مشاغل



نوشته شده در : سه شنبه 19 تیر 1397  توسط : سامان حسنی.    نظرات() .

تخلف از مقررات ثبت شرکت ها

هر کس در موقعی که شرکت را به ثبت می رساند مدارکی به مرجع ثبت شرکت ها تسلیم کند که خلاف واقع باشد مثل اینکه مدارک مربوط به سرمایه تعهد شده،ساختگی بوده و واقعیت نداشته باشد،یا اینکه نوشته ای ارائه گردد که 35% سرمایه ی تعهد شده به فلان حساب بانکی واریز گردیده،لیکن معلوم شود که چنین حسابی افتتاح نگردیده است و یا اینکه طرح اعلامیه ی پذیره نویسی سهام و یا طرح اساسنامه ی سهام به امضاء موسسین نرسیده باشد ولی چنین وانمود گردد که به امضاءآن ها رسیده است.بنابراین هر اقدامی که در موقع ثبت برخلاف واقعیت صورت گرفته باشد،جرم محسوب و مرتکبین آن اقدامات هم،به مجازات حبس از سه ماه تا دو سال و یا به جزای نقدی از بیست هزار ریال و یا به هر دو مجازات حبس و جزای نقدی محکوم خواهند شد.


تخلفات مربوط به اوراق سهام:

در شرکت های سهامی-سرمایه ی شرکت به اجزایی تقسیم می گردد که کوچکترین جزء آن سهم نامیده می شود،همچنانکه ماده ی 24 قانون تجارت می گوید:«سهم قسمتی است از سرمایه ی شرکت سهامی که مشخص میزان مشارکت و تعهدات و منافع صاحب آن،در شرکت می باشد.ورقه ی سهم،سند قابل معامله ای است که نماینده ی تعداد سهامی است که صاحب آن در شرکت سهامی دارد.»
بنابراین:هر گاه کسانی در ورقه ی سهم با نام،یا گواهینامه ی موقت سهم،مبلغ پرداخت شده را بیش از آنچه که واقعاَ پرداخت شده است قید کنند،یا اینکه سهام و قطعات سهام را قبل از اینکه شرکت به ثبت رسیده باشد صادر نمایند،یا اینکه اساساَ ثبت شرکت ساختگی و مزورانه صورت گرفته و با وجود این اوراق سهامی صادر گردیده باشد،مجرم شناخته می شوند و برابر ماده ی 243 قانون تجارت به مجازات حبس از سه ماه تا دو سال و یا به جزای نقدی از بیست هزار ریال تا دویست هزار ریال و یا به هر دو  مجازات محکوم می گردند.
علاوه بر مواردی که بیان گردید،اقدامات ذیل نیز جرم محسوب و کسانی مبادرت به انجام آن ها نمایند،مستحق مجازات می باشند:
1-کسانی که با علم و آگاهی (سوءنیت)اوراق سهام یا گواهینامه ی موقت سهام را بدون ذکر مبلغی اسمی آن صادر نمایند و و یا به معرض فروش بگذارند.
2-کلیه ی افرادی که  سهام بی نام را قبل از آن که تمام مبلغ اسمی آن پرداخت شده باشد،بفروشند،یا اینکه به معرض فروش بگذارند.
3-هرگاه فرد یا افرادی سهام با نام را قبل از آن که 35% مبلغ اسمی آن ها پرداخت شده باشد صادر کنند یا به فروش برسانند و یا در معرض فروش بگذارند.
به این جهت،با توجه به ماده ی مورد بحث،مرتکبین هر یک از بندهای سه گانه ی فوق پس از ثبوت اتهامات مذکور در مرجع ذیصلاح هر یک از سه ماه تا یک سال حبس یا به جزای نقدی از پنجاه هزار ریال تا پانصد هزار ریال و یا هر دو مجازات محکوم می گردند.
نتیجه اینکه: شرکت های تجارتی بر اساس قانون تجارت تشکیل می شود و وظائف موسسین و اداره کنندگان آن ها باید در حدودی که قانون تعیین نموده است و در اساسنامه ی شرکت هم قید می شود انجام گردد.به این جهت هرگونه عملی که در مورد به ثبت رسانیدن شرکت و پذیره نویسی و اعلام آگهی و صدور اوراق سهام،اعم از سهام با نام،یا بی نام،یا گواهینامه ی موقت و مبلغ سرمایه تعهد شده و پرداخت شده و استقراض و صدور اوراق قرضه و خرید و فروش اعمال شود،و اقدامات هیئت مدیره باید در محدوده ی قوانین و مقررات باشد والا در صورتی که تخلف یا تخلفاتی انجام داده باشند که با قصد و عمد (سوء نیت) انجام گرفته باشند، و پرونده با ذکر دلایل به مراجع قضائی ذیصلاح احاله شود در صورت ثبوت جرم به مجازات های مقرره محکوم خواهند شد.
لازم به ذکر است که اگر افراد دیگری در این قبیل امور با آن ها مشارکت نموده و یا اینکه انجام آن عملیات را تسهیل نمایند به مجازات شریک یا معاون جرم محکوم خواهند شد که در قانون مجازات اسلامی هر یک از شرکاء و معاونین جرم تعریف شده و نحوه ی دخالت آن ها و تاثیر آن در وقوع جرم مشخص گردیده است که چون موضوع آن مربوط به حقوق جزای عمومی می باشد از بحث بیشتر در این زمینه خودداری می شود و فقط به ذکر این نکته بسنده می شود که در امر تجارت هم ممکن است فردی به تنهایی مرتکب جرمی شده باشد و ممکن است کسانی با او در این امر مشارکت داشته و یا معاونت نموده باشند که بر حسب مورد مباشر یا شریک و معاون جرم تلقی خواهند شد و برابر قانون به مجازات خواهند رسید.


نوشته شده در : سه شنبه 19 تیر 1397  توسط : سامان حسنی.    نظرات() .

تقسیم بندی مجامع عمومی


تقسیم بندی مجامع عمومی:

۱-مجمع عمومی مؤسس

۲-مجمع عمومی عادی

۳-مجمع عمومی فوق العاده

 
وظایف مجمع عمومی مؤسس :

۱-رسیدگی به گزارش مؤسسین و تصویب آن و همچنین احراز پذیره نویسی کلیه سهام شرکت و تأدیه مبالغ لازم

۲-تصویب طرح اساسنامه شرکت و در صورت لزوم اصلاح آن

۳-انتخاب اولین مدیران و بازرس یا بازرسین شرکت

۴-تعیین روزنامه کثیرالانتشاری که هرگونه دعوت و اطلاعیه بعدی برای سهامداران تشکیل اولین مجمع عمومی عادی در آن منتشر خواهد شد.

گزارش مؤسسین باید حداقل پنج روز قبل از تشکیل مجمع عمومی مؤسس در محلی که در آگهی دعوت مجمع تعیین شده است برای مراجعه پذیره نویسان سهام آماده باشد.


نوشته شده در : سه شنبه 19 تیر 1397  توسط : سامان حسنی.    نظرات() .

مدیریت برند

نتایج تحقیقات محققان در رابطه با  ابعاد برند حاكی از آن است كه ابعاد ویژگی برند " صداقت و قدرت"  بر سطح اعتماد به برند - نسبت به اثرگذاری  برند - تاثیر بیشتری می گذارند  ، درحالیكه ابعاد "هیجان و اغواگری" بیش از آنكه بر اعتماد بر برند تاثیر داشته باشند ، بر "اثرگذاری برند" ثاثیر گذارند.


به نظر می رسد كه بعد شایستگی تاثیرات یكسانی هم بر اعتماد به برند و هم بر اثرگذاری برند می گذارد كه ویژگی برند می تواند سطوح اعتماد به برند را افزایش دهد و اثرگذاری برند را ایجاد نماید.
مطالعه ی اخیر چالد هاری و هالبروك- محققان در زمینه ی برند (2001)-  روابط میان اعتماد به برند ، اثرگذاری برند، وفاداری برند و چندین متغیر عملكردی برند را كشف نمود. آن ها دریافتند كه وفاداری نسبت به برند از اعتماد بزرگتری كه ناشی از قابلیت اطمینان برند می باشد مشتق می گردد. در ادامه ی مطالعات ، چادهاری و هالبروك فرضیه های خود را در خصوص سوابق اعتماد به برند و اثرگذاری برند تست نمودند.آن ها مدل قبلی خود را توسعه دادند و برخی از عوامل تعیین كننده ی تعهد به برند را كه می تواند مبنایی برای تعاملات رابطه ای در مشتری باشد – روابط برند-  مورد بررسی قرار دادند. به ویژه آن ها نتیجه گرفتند كه تعهد به برند از طریق اعتماد به برند و تاثیر برند مشخص می گردد كه به نوبه ی خود این عوامل تعیین كننده را به عنوان تفاوت های درك شده بین برندها ، ارزش های سودمندی   و خطر انتخاب برند در نظر می گیرند.
همانطور كه قبلاَ نیز آمد ، از آن جهت  كه ویژگی برند در ذهن مشتری به عنوان بازتابی از درك برند ایجاد و حفظ و نگهداری می گردد ، می تواند تاثیر معنادار و قابل ملاحظه ای هم بر اعتماد به برند و هم بر تاثیر برند داشته باشد. گزارش محققان مشتری حاكی از آن است كه ویژگی برند سطوح تاثیر و احساسات  وهمچنین سطوح اعتماد و وفاداری  را در مشتریان افزایش می دهد. با وجودی كه اعتماد به برند و تاثیر برند هر دو از نظر شناختی و همچنین تاثیر گذاری تحریك می شوند . مطالعه ی حاضر مطرح می كند كه برخی از ابعاد ویژگی های برند بیشتر با ارزیابی های برند درسطح شناختی مرتبط هستند ، درحالیكه سایر ابعاد دارای تاثیر قوی تری بر روی ادراكات برند در سطح تاثیرگذاری می باشند. از آنجا كه اغلب فروشندگان هرگز محصولات را با جزئیات كامل توصیف نمی كنند ، مشتریان معمولاَ باید با استفاده از اطلاعاتی كه در خصوص گزینه های محصول موجود است در مورد آن استنتاج كنند. وقتی مشتریان با تردید در انتخاب روبرو می شوند ، مایلند به گزینه هایی كه ویژگی های برتری دارند -كه با همه ی گزینه ها در یك ردیف قرار دارند- توجه نشان دهند.
در این گزارش از شركت كنندگان خواسته شد كه تمامی افكارشان را هنگامی كه تصمیم خود را در انتخاب یک برند می گیرند ، بنویسند تا این كه بتوان فرایندهای زیرین و اساسی تصمیم گیری را بررسی نمایند.در شرایط اطلاعاتی كامل ، تمامی ویژگی های هر محصول در دسترس بودند ، شركت كنندگان به راحتی بین دو گزینه ، از مجموعه گزینه ای یكسان انتخاب نمودند، اما در حالت دیگر برای هر گزینه ی محصول یك ویژگی را از قلم افتاده انداختند تا میزان تردید در انتخاب زیاد شود.در این شرایط قیمت و کیفیت  بودند که از عوامل حائز اهمیت جهت انتخاب مشتریان به شمار می رفتند.
قیمت به طور قابل توجهی نقش عمده ای را در انتخاب برند مشتریان ایفا می كند. مقدارپولی محصول ملاحظه شده ممكن است بر نگرش های مشتری نسبت به تصویر برند محصول تاثیر گذارد و همچنین بر روی قصد مشتری به خرید نیزاثر گذار باشد. مطالعات قبل نیز نشان میدهد كه هرچه  محصولی  قیمت منطقی تری داشته باشد، قصد خرید بیشتر می شود. بنابراین ، نیت و قصد خرید از طریق قیمت و ارزش برای ملاحظات پولی برانگیخته می شوند.بنابراین:
قیمت محصول به طور مثبت بر روی قصد خرید مشتری و همچنین اولویت برند اثر گذار است .
مقدار عملیاتی عملكرد/ كیفت محصول
كیفیت محصول بعد مهمی از تصویر برند و میزان ارزش آن است ،زیرا عموماَ مهمترین نقش را در تقدم برند ایفا می كند و عامل مهمی برای خرید به شمار می رود.
مطالعات قبلی پیشنهاد می كنند كه درك مشتری از كیفیت محصول رابط مثبت و قوی با قاعده ی تساوی حقوق برند  و قصد خرید است. بنابراین كیفیت محصول به عنوان ابزار فرق گذاری استراتژیك به منظور توسعه ی مزایای رقابتی مورداستفاده قرار می گیرد ، زیرا سطح زیادی از كاربرد عملیاتی را ارایه می دهد و مقدار دقیقی را به مشتریان می دهد. از نقطه نظر ذكر شده در بالا ، این تحقیق فرضیه های زیر را ارایه می دهد :
- مقدار عملیاتی عملكرد محصول / كیفیت كه به طور مثبت بر مزیت برند تاثیر می گذارد.
-مقدار عملیاتی عملكرد محصول / كیفیت كه به طور مثبت بر قصد خرید تاثیر می گذارد .


نوشته شده در : سه شنبه 19 تیر 1397  توسط : سامان حسنی.    نظرات() .

موارد انحلال شرکت از طرف دادگاه

مواردی که انحلال از طرف دادگاه انجام می گیرد

-در صورتی که تا یکسال پس از به ثبت رسیدن شرکت هیچ اقدامی جهت انجام موضوع آن صورت نگرفته باشد و نیز درصورتی که فعالیت های شرکت در مدت بیش از یکسال متوقف شده باشد :

-در صورتی که مجمع عمومی سالانه برای رسیدگی به حسابهای هریک از سالهای مالی تا ده ماه از تاریخی که اساسنامه معین کرده است تشکیل نشده باشد .

-در صورتی که سمت تمام یا بعضی از اعضای هیأت مدیره و همچنین سمت مدیرعامل شرکت طی مدتی زائد بر شش ماه بلامتصدی مانده باشد .

-در مورد بندهای یک و دو ماه ۱۹۹ در صورتی که مجمع عمومی فوق العاده صاحبان سهام جهت اعلام انحلال شرکت تشکیل نشود و یا رأی به انحلال شرکت ندهند.

 مدیر تسویه چه اشخاصی می تواند باشد

-امر تصفیه با مدیران شرکت است مگر آنکه اساسنامه شرکت یا مجمع عمومی فوق العاده ای که رأی به انحلال می دهد ترتیب دیگری مقرر داشته باشد .

-در صورتی که به هر علت مدیر تصفیه تعیین نشده باشد یا تعیین شده ولی به وظایف خود عمل نکند هر ذینفع حق دارد تعیین مدیر تصفیه را از دادگاه بخواهد،در موارد انحلال شرکت از طرف دادگاه نیز که به موجب حکم دادگاه صورت می گیرد مدیر تصفیه را دادگاه ضمن صدور حکم انحلال شرکت تعیین خواهد نمود.

 
مدت مأموریت مدیر تسویه


-مدت مأموریت مدیر تصفیه نباید از دو سال تجاوز کند اگر تا پایان مأموریت مدیران تصفیه خاتمه نیافته باشد مدیر یا مدیران تصفیه باید با ذکر علل و جهات خاتمه نیافتن تصفیه امور شرکت مهلت اضافی را که برای خاتمه دادن به امر تصفیه واجب می دانند . همچنین تدابیری را که جهت پایان دادن به امر تصفیه در نظر گرفته اند به اطلاع مجمع عمومی صاحبان سهام رسانیده،تمدید مدت مأموریت خود را خواستار شوند .

-هرگاه مدیر یا مدیران تصفیه از طرف دادگاه تعیین شده باشند تمدید مدت مأموریت آنها با رعایت شرایط مندرج در ماده ۲۱۴(ق.ت) با دادگاه خواهد بود .

-مدیر یا مدیران تصفیه توسط همان مرجعی که آنان را انتخاب کرده است قابل عزل می باشند .

-مادامی که تکر تصفیه خاتمه نیافته باشد مدیران تصفیه باید همه ساله مجمع عمومی صاحبان سهام شرکت را با رعایت شرایط و تشریفاتی که در قانون و اساسنامه پیش بینی شده است دعوت کرده صورت دارائی منقول و غیر منقول و ترازنامه و حساب سود و زیان عملیات خود را به ضمیمه گزارشی حاکی از اعمالی که تا آن موقع انجام داده اند به محمع عمومی مذکور تسلیم کنند .


نوشته شده در : سه شنبه 19 تیر 1397  توسط : سامان حسنی.    نظرات() .

حق رای بین شرکا


در ماده ١٠٧ ق.ت. آمده است:
(هر یك از شركا به نسبت سهمی كه در شركت دارد دارای رای خواهد بود مگر اینك اساسنامه ترتیب دیگری مقرر داشته باشد). آنچه در شركت های سهامی معمول است هر سهم یك رای دارد و برای انتخاب تعدادی از مدیران تعداد سهام در تعداد مدیران ضرب می شود و مجموع آن تعداد آرای یك سهامدار می باشد كه می تواند آن تعداد رای خود را به یك نفر یا به هر نسبتی كه بخواهد به چند نفر بدهد اماآنچه د راین ماده آمده تعداد آرا را به میزان تعداد با مقدار سهم الشركه از سرمایه و نسبت بین سرمایه و سهم الشركه رانسبت به آرا یك شریك نسبت به سایرین می داند آنچه معلوم نیست هدف قانونگذار از آن چه بوده استثنای مذكور (مگر اینك اساسنامه ترتیب دیگری مقرر داشته باشد) است.
كه با مواد ١٠٣ و ١٠٥ و ١١١ و ١١٤ ق.ت. منطبق نیست زیرا در مواد مذكور صحبت از اكثریت لازم به نسبت سرمایه می باشد. 


نوشته شده در : سه شنبه 19 تیر 1397  توسط : سامان حسنی.    نظرات() .

ایجاد شرکت قبل از ثبت آن در مرجع ثبت شرکت ها

شرکت سهامی از زمانی ایجاد می شود که شخصیت حقوقی پیدا کند و تحصیل شخصیت حقوقی مستلزم این است که مجمع عمومی موَسس بر اساس مقررات قانونی به طور صحیح تشکیل شود و در حدود صلاحیت هایی که به آن محول شده عمل کند.طرز تشکیل مجمع عمومی موَسس و صلاحیت های آن، موضوع این مبحث است که در دو قسمت به بررسی آن می پردازیم:


الف)تشکیل مجمع عمومی موَسس

شرکت سهامی دارای سه نوع مجمع عمومی است:مجمع عمومی موَسس،مجمع عمومی عادی و مجمع عمومی فوق العاده.مجمع عمومی موَسس،مانند هر مجمع عمومی،از اجتماع صاحبان سهام تشکیل می شود.به موجب تبصره ی ماده 75 لایحه ی قانونی 1347: «در مجمع عمومی موَسس کلیه ی موَسسین و پذیره نویسان حق حضور دارند... ».دراینجا به ترتیب ،به زمان و شکل دعوت از مجمع،ترکیب مجمع و نحوه ی تصمیم گیری اعضای شرکت کننده در مجمع می پردازیم.

1)زمان و شکل دعوت از مجمع:موَسسان ،پس از انجام تشریفات مندرج در ماده ی 16 لایحه ی قانونی 1347،مجمع عمومی موَسس را دعوت خواهند کرد.به موجب ماده ی مزبور:«پس از گذشتن مهلتی که برای پذیره نویسی معین شده است و یا در صورتی که مدت تمدید شده باشد بعد از انقضای مدت تمدید شده،موَسسین حداکثر تا یک ماه به تعهدات پذیره نویسان رسیدگی و پس از احراز اینکه تمام سرمایه ی شرکت صحیحاَ تعهد گردیده و اقلاَ 35 درصد آن پرداخت شده است،تعداد سهام هر یک از تعهدکنندگان را تعیین و اعلام و مجمع عمومی موَسس را دعوت خواهند نمود».بنابراین،دعوت از مجمع عمومی موَسس پس از انجام اقداماتی که این ماده بر عهده ی موَسسان گذاشته است صورت می گیرد.موَسسان باید دقت کنند تمام سرمایه ی شرکت تعهد و مبالغ لازم پرداخت شده باشد.مراتب مزبور باید به صورت گزارش تهیه شود و حداقل پنج روز قبل از تشکیل مجمع عمومی موَسس در محلی که در آگهی دعوت مجمع تعیین شده است برای مراجعه ی پذیره نویسان سهام آماده باشد.(تبصره ی ماده ی 74 لایحه ی قانونی 1347).دعوت از مجمع باید از طریق روزنامه های کثیرالانتشار صورت گیرد.این روزنامه همان روزنامه ای است که نام آن در طرح اعلامیه پذیره نویسی ذکر شده است(بند 14 ماده ی 9 لایحه ی قانونی 1347).قانونگذار در ماده ی 100 لایحه ی قانونی 1347 مواردی را که باید در آگهی دعوت از صاحبان سهام برای تشکیل مجمع عمومی موَسس قید شود،معین کرده است.به موجب ماده ی اخیر این موارد عبارتند از: دستور جلسه و تاریخ و محل تشکیل مجمع با قید ساعت و نشانی کامل.

2)ترکیب مجمع:در مجمع عمومی موَسس همه ی موَسسان و پذیره نویسان حق حضور دارند1،چه موضوع جلسه ی مجمع تشکیل شرکت است.قانونگذار این نکته را با وجود بدیهی بودن،در تبصره ی ماده ی 75 لایحه ی قانونی 1347 بصراحت بیان کرده است.همچنین در این تبصره آمده است که هر سهم دارای یک رای خواهد بود.این قاعده زمانی که تصویب ارزیابی آورده های غیر نقدی یا مزایای سهام مورد نظر است،اعمال نمی شود.همان طور که اشخاص ذی نفع در رای گیری شرکت ندارند.

3)طریق تصمیم گیری:تصمیم گیری در مجمع عمومی موَسس از طریق دادن راَی صورت می گیرد.ماده ی 72 لایحه ی قانونی 1347 پیش بینی کرده است«...مقررات مربوط به حضور عده ی لازم برای تشکیل مجمع عمومی (در همه ی مجامع)و آرای لازم جهت اتخاذ تصمیمات در اساسنامه مشخص خواهد شد،مگر در مواردی که به موجب قانون تکلیف خاص برای آن مقرر شده باشد».به موجب ماده ی 75 لایحه قانونی 1347: «در مجمع عمومی موَسس حضور عده ای از پذیره نویسان که حداقل نصف سرمایه ی شرکت را تعهد نموده باشند ضروری است... ».مجمع عمومی

 1)مع ذلک،هر صاحب سهمی می تواند وکیل یا قائم مقام قانونی خود را با ارائه ی مدارک وکالت یا نمایندگی برای حضور در جلسه ی اعزام کند(ماده ی 102 لایحه ی قانونی 1347)

موَسس توسط هیاَت رئیسه ای مرکب از یک رئیس و یک منشی و دو ناظر اداره می شود.رئیس مجمع از بین سهامداران حاضر در جلسه به اکثریت نسبی انتخاب خواهد شد.ناظران نیز از بین صاحبان سهام انتخاب خواهند شد،ولی منشی جلسه ممکن است صاحب سهم نباشد(ماده ی 101 لایحه ی قانونی 1347).هرگاه در مجمع اخیر در مورد تمام موضوعات مندرج در دستور مجمع تصمیم گیری نشود ،هیات رئیسه ی مجمع با تصویب مجمع می تواند ،تحت شرایط مندرج در ماده ی 104 لایحه ی قانونی 1347،اعلام تنفس کند.

«از مذاکرات و تصمیمات مجمع عمومی صورتجلسه ای توسط منشی ترتیب داده می شود که به امضای هیاَت رئیسه ی مجمع رسیده و یک نسخه از آن در مرکز شرکت نگهداری خواهد شد».(ماده ی 105 لایحه ی قانونی 1347)

ب)صلاحیت های مجمع عمومی موَسس

صلاحیت های مجمع عمومی موَسس از تلفیق ماده ی 17 لایحه ی قانونی 1347 با مواد 74 به بعد این لایحه مشخص می شود.

1)تصویب گزارش موَسسان: گفتیم که موَسسان باید گزارش اقدامات خود را به مجمع عمومی موَسس تقدیم کنند.یکی از وظایف مجمع عمومی، رسیدگی به گزارش موَسسان و تصویب آن است.تصویب این گزارش به منزله ی قبول صحت تشکیل شرکت خواهد بود. برخی از مواردی که باید در این گزارش آمده باشد در ماده ی 16 لایحه ی قانونی 1347 ذکر شده است،این موارد عبارتند از:تصدیق موَسسان به اینکه تمام سرمایه ی شرکت به طور صحیح تعهد گردیده و دست کم 35 درصد از آن به صورت نقد پرداخت شده است و نیز تعیین میزان سهمی که به هر کدام از تعهد کنندگان تعلق گرفته است.علاوه بر این،ماده ی 76 لایحه ی قانونی 1347 مقرر کرده است: «موَسسین باید قبل از اقدام به دعوت مجمع عمومی موَسس نظر کتبی کارشناس رسمی وزارت دادگستری را در مورد ارزیابی آورده های غیر نقد جلب و آن را جزء گزارش اقدامات خود در اختیار مجمع عمومی موَسس بگذارند... ».

مجمع موَسسان علاوه بر گزارش موَسسان،باید احراز پذیره نویسی کلیه ی سهام شرکت و تاَدیه ی مبالغ لازم را به تصویب برساند(بند اول ماده ی 74 لایحه ی قانونی 1347).تصویب ارزیابی آورده های غیر نقدی نیز با مجمع عمومی موَسس است که چون قانونگذار برای این کار روش خاصی پیش بینی کرده است مختصراَ به توضیح آن می پردازیم.

تصویب ارزیابی آورده های غیر نقدی:مقررات ویژه تصویب ارزیابی آورده های غیر نقدی موَسسان هنگام رای گیری در مورد این آورده ها اعمال می شود،از جمله اینکه دارندگان آورده ی غیر نقد در موقعی که تقویم آورده ی غیر نقدی که تعهد کرده اند موضوع رای است حق رای ندارند و آن قسمت از سرمایه ی غیر نقد که موضوع مذاکره وموضوع  رای است از حیث حد نصاب جزء سرمایه ی شرکت محسوب نمی شود.(قسمت اخیر ماده ی 77 لایحه ی قانونی 1347)

« هر گاه آورده ی غیر نقد...(در جلسه ی اول مجمع عمومی موسس)تصویب نگردد،دومین جلسه ی مجمع به فاصله ی مدتی که از یک ماه تجاوز نخواهد کرد تشکیل خواهد شد و در فاصله ی دو جلسه اشخاصی که آورده ی غیر نقد آن ها قبول نشده است،در صورت تمایل می توانند تعهد غیر نقد خود را به تعهد نقد تبدیل و مبالغ لازم را تادیه نمایند...در صورتی که صاحبان آورده ی غیر نقد ... به نظر مجمع تسلیم نشوند،تعهد آن ها نسبت به سهام خود باطل شده محسوب می گردد و سایر پذیره نویسان می توانند به جای آن ها سهام شرکت را تعهد و مبالغ لازم را تادیه کنند ». (ماده ی 79 لایحه ی قانونی 1347).

در صورتی که در جلسه ی دوم(مجمع عمومی موسس که به طریق فوق برای رسیدگی به وضع آورده های غیر نقدی با حضور بیش از نصف پذیره نویسان هر مقدار سهام که تعهد شده است تشکیل می شود (قسمت اول ماده ی 80 لایحه ی قانونی 1347)معلوم گردد که در اثر خروج دارندگان آورده ی غیر نقد...و عدم تعهد و تادیه سهام آن ها از طرف سایر پذیره نویسان قسمتی از سرمایه شرکت تعهد نشده است و به این ترتیب شرکت قابل تشکیل نباشد ،موسسین باید ظرف ده روز از تاریخ تشکیل آن مجمع، مراتب را به مرجع ثبت شرکت ها اطلاع دهند تا مرجع مزبور گواهینامه ی مذکور در ماده ی 19 این قانون را صادر کند»(ماده ی 81 لایحه ی قانونی 1347).

این گواهینامه حاکی از عدم ثبت شرکت است که در اختیار موسسان و پذیره نویسان قرار می گیرد تا به بانک مراجعه کنند و تعهدنامه و وجوه پرداختی خود را مسترد دارند.(قسمت اخیر ماده ی 19 لایحه ی قانونی 1347)

3)تصویب مزایای خاص:هرگاه برای بعضی از موسسان مزایای خاصی پیش بینی شده باشد،این مزایا نیز باید در مجمع عمومی موسس به تصویب برسد.نحوه ی رسیدگی به این مزایا و رای گیری در مورد آن ها مانند قواعدی است که در مورد ارزیابی آورده های غیر نقد بیان شد(مواد 77 به بعد لایحه ی قانونی 1347).مزایای خاص با توجه به وضعیت شخصی که مزیت به او اعطا می شود ارزیابی و تصویب می شود.تعیین چگونگی و موجبات این مزایا باید بتفصیل در طرح اساسنامه و اعلامیه ی پذیره نویسی که به اداره ی ثبت شرکت ها داده می شود ذکر شود(بند 6 ماده ی 8 و بند 7 ماده ی 9 لایحه ی قانونی 1347)توجیه این مزایا باید به ضمیمه ی گزارش موسسان به مجمع عمومی موسس تسلیم شده باشد.

4)تصویب اساسنامه:شرکت سهامی بر اساس اساسنامه تشکیل می شود.بنابراین،مجمع عمومی موسس اختیار و تکلیف تصویب آن را دارد.طرح اساسنامه باید مشتمل بر مطالبی باشد که در ماده ی 8 لایحه ی قانونی ذکر شده است،یعنی نام شرکت،موضوع شرکت به طور صریح و منجز،مدت شرکت،مرکز اصلی شرکت و محل شعب آن،مبلغ سرمایه ی شرکت و تعیین مقدار نقد و غیر نقد آن بتفکیک،تعداد سهام بی نام و با نام و مبلغ اسمی آن ها و در صورتی که ایجاد سهام ممتاز مورد نظر باشد،تعیین تعداد و خصوصیات و امتیازات این گونه سهام،تعیین مبلغ پرداخت شده ی هر سهم و نحوه ی مطالبه ی بقیه ی مبلغ اسمی هر سهم و مدتی که ظرف آن باید مطالبه شود که به هر حال از پنج سال متجاوز نخواهد بود،نحوه ی انتقال سهام با نام،طریقه ی تبدیل سهام با نام به سهام بی نام و بالعکس،در صورت پیش بینی امکان صدور اوراق قرضه،ذکر شرایط و ترتیب آن،شرایط و ترتیب افزایش و کاهش سرمایه ی شرکت،مواقع و ترتیب دعوت مجامع عمومی،مقررات راجع به حد نصاب لازم جهت تشکیل مجامع عمومی وترتیب اداره ی آن ها،طریقه ی شور و اخذ رای و اکثریت لازم برای معتبر بودن تصمیمات مجامع عمومی،تعداد مدیران و طرز انتخاب و مدت ماموریتشان و نحوه ی تعیین جانشین آنان،تعیین وظایف و حدود اختیارات مدیران،تعداد سهام تضمینی ای که مدیران باید به صندوق شرکت بسپارند،تعیین تعداد بازرسان،تعیین آغاز و پایان سال مالی شرکت،نحوه ی انحلال اختیاری شرکت و ترتیب تصفیه ی امور آن،و سرانجام نحوه ی تغییر اساسنامه

تنظیم طرح های اساسنامه در عمل به گونه ای است که تمام مواد مندرج در ماده ی 8 این لایحه،ذکر دیگر موارد ذکر شده در کل لایحه ضرورت ندارد،چه ذکر جزئیات موجب می شود نکات مهم اساسنامه به چشم نیاید.

5)تعیین مدیران و بازرسان:اولین مدیران و بازرس یا بازرسان شرکت را مجمع عمومی موسس انتخاب می کند(ماده ی 17 و بند 3 ماده ی 74 لایحه ی قانونی 1347)حتی اگر نام آنان قبلاَ در طرح اساسنامه آمده باشد.ماده ی 109 لایحه ی قانونی 1347 مقرر کرده است: «مدت مدیریت مدیران در اساسنامه معین می شود،لیکن این مدت از دو سال تجاوز نخواهد کرد»مع ذلک «مجمع عمومی عادی در هر موقع می تواند بازرس یا بازرسان را عزل کند،به شرط آن که جانشین آن ها را نیز انتخاب نماید»(قسمت اخیر ماده ی 144 لایحه ی قانونی 1347)مجمع عمومی سالانه قاعدتاَ یک سال بعد از تشکیل مجمع عمومی موسس تشکیل می شود و یکی از وظایف آن تعیین یک یا چند بازرس در هر سال است (قسمت اول ماده ی 144 لایحه ی قانونی 1347)

مدیران و بازرسان انتخاب شده باید به طور کتبی قبول سمت نمایند(قسمت اخیر ماده ی 17 لایحه ی قانونی 1347).هرگاه مدیران و بازرسان در جلسه حاضر باشند،صورتمجلس را امضا می کنند و هرگاه حاضر نباشند،قبول سمت کتبی از طرف آنان به طریق دیگری صورت می گیرد.

6)تعیین روزنامه ی کثیرالانتشار:به موجب تبصره ی ماده ی 17 (الحاقی 22/11/1353)لایحه ی قانونی 1347: «هرگونه دعوت و اطلاعیه برای صاحبان سهام تا تشکیل مجمع عمومی سالانه باید در دو روزنامه ی کثیرالانتشار منتشر شود.یکی از دو روزنامه به وسیله ی مجمع عمومی موسس و روزنامه ی دیگر از طرف وزارت ارشاد اسلامی تعیین می شود.تعیین روزنامه به وسیله ی مجمع عمومی عادی از شرایط  لازم برای تشکیل شرکت محسوب نمی شود و شرکت از زمانی تشکیل می شود که شرایط مندرج در ماده 17 لایحه ی قانونی 1347 تحقق پیدا کرده باشد. 


نوشته شده در : سه شنبه 19 تیر 1397  توسط : سامان حسنی.    نظرات() .

با جامعه غمگین و تحقیرشده‌ای مواجهیم که به‌هم خشونت می‌ورزند

 با جامعه غمگین و تحقیرشده‌ای مواجهیم که به‌هم خشونت می‌ورزند
علیخواه: بحران‌های اقتصادی و اجتماعی پشت در خانه نمی‌مانند، به خانه می‌آیند و خشونت می‌شوند

فردین علیخواه، جامعه‌شناس، می‌گوید: در مواجهه با اخبار خشونت‌آمیزی که با شتاب در شبکه‌های مجازی دست به دست می‌شود، باید بگوییم «موبایلت را زمین بگذار».

فهیمه حسن‌میری: تقریبا روزی نیست كه چشم و گوشمان با خشونت در پیرامونمان عجین نشود، از درگیری كلامی و دعواها در خانه و خیابان گرفته تا هجوم اخبار خشونت‌آمیز از رسانه‌ها و شبكه‌های اجتماعی، اخبار تلخی كه از انواع قتل و تجاوز و آزار جسمی و جنسی حكایت می‌كنند. همه اینها این سوال را پیش می‌آورد كه ما خشن شده‌ایم؟ تحملمان كم شده یا رسانه‌ها خشونت را بیشتر انعكاس می‌دهند و سرعت تكنولوژی در انتشار این اخبار مقصر است؟ هر چه باشد، یكی یا همه اینها، باید قبول كنیم كه در وضعیت ناخوشایند اجتماعی قرار گرفته‌ایم؛ وضعیتی كه خیلی از جامعه‌شناس‌ها و آسیب‌شناس‌ها درباره آن هشدار می‌دهند و آن را نقطه بحران می‌نامند.

فردین علیخواه، استاد دانشگاه، معتقد است «به جای انكار خشونت، باید ریشه‌های آن را پیدا كنیم، باید ببینیم چرا خشونت از جامعه به فرد منتقل می‌شود، با او به خانه می‌رود و تبدیل به خشونت خانگی می‌شود، خشونتی مخرب كه نتیجه بی‌توجهی نهادهای دولتی و سازمان‌ها به حقوق شهروندی است.»

گفت‌وگوی خبرآنلاین با دكتر فردین علیخواه، جامعه‌شناس، را در ادامه بخوانید:

آقای علیخواه، به عنوان یك جامعه‌شناس فكر می‌كنید خشونت‌ها در جامعه‌مان افزایش داشته یا تحت تاثیر سرعت انتقال اطلاعات، اخبار خشونت‌آمیز بیشتر از قبل به گوش می‌رسد؟

باید بگویم درمورد بعضی از خشونت‌ها مثل نزاع‌های خیابانی، به نظر می‌رسد شاهد رشد بوده‌ایم. هرچند درباره هر نوع خشونت باید تبیین‌های مستقل و جداگانه‌ای ارائه داد و متأسفانه یکی از مشکلات درمورد بررسی خشونت‌ها، فقدان آمار معتبر است. درواقع ما مرکزی نداریم که به شکل سالانه و منظم آمار مربوط به انواع خشونت را منتشر کند تا محققان بتوانند با استناد به آن درمورد روند خشونت تحلیل ارائه دهند. هرچند باید توجه داشت که افزایش آمار خشونت، ممكن است لزوما به معنی افزایش واقعی آن در جامعه نباشد.

به چه دلایل دیگری می‌تواند باشد؟

یکی از دلایل بالا رفتن آمار خشونت می‌تواند بالا رفتن گزارش کردن خشونت توسط قربانیان خشونت‌ها باشد. یعنی جامعه این مخاطره را بپذیرد و برود و خشونت را به نهادهای مسئول و قانونی گزارش کند. منظورم آن است که آمار بالا می‌تواند به معنای آن باشد که جامعه درمورد خشونت‌های مختلف به آگاهی رسیده، تشخیص داده و مخاطرات پس از مراجعه به نهادهای قانونی و انگ‌های احتمالی پس از آن را پذیرفته است. اما در این زمینه نمی‌توان نقش رسانه‌ها را هم نادیده گرفت. شبکه‌های اجتماعی باعث شده‌اند اخبار خشونت در هر گوشه‌ از کشور، روزها به موضوع بحث و نظر مردم تبدیل شود و جامعه نسبت به آن حساس شود.

این حساسیت خوب است؟

بله رشد حساسیت خوب است و باعث می‌شود به مسأله توجه شود و جامعه از خودش مراقبت کند. پدیده‌ای که در زمینه خشونتی مانند تجاوز شاید کمی جدید به نظر می‌رسد آن است که ما معمولا مسأله تجاوز به کودکان را داشته‌ایم و این اتفاق جدیدی نیست ولی اینکه کودکان بعد از تجاوز به قتل برسند پدیده‌ای جدید است. البته نحوه بازنمایی حادثه از طریق شبکه‌های اجتماعی هم مشکلاتی دارد.

یعنی معتقدید نباید این اخبار تلخ را برای دیگران فرستاد؟

من در یک سخنرانی با تأثیر از ترانه «تفنگت را زمین بگذار» مرحوم فریدون مشیری گفتم که «موبایلت را زمین بگذار». ما باید قبل از انتشار هر خبر و فوروارد کردن آن برای دیگران از خودمان سوال کنیم که واقعا هدفمان چیست؟ اینکه به محض دیدن کسی که خودش را از پل عابر به پایین پرتاب کرده، فیلم بگیریم و در شبکه‌ها منتشر کنیم به چه معنی است؟ آیا می‌خواهیم به دیگران اطلاع‌رسانی کنیم؟ نشان دادن بدن متلاشی شده یک فرد روی آسفالت خیابان اطلاع‌رسانی است؟ باید مراقب باشیم که نوعی هراس عمومی ایجاد نشود. اطلاع‌رسانی با هراس عمومی تفاوت دارد. اطلاع‌رسانی همراه با تحلیل و تبیین است. آنچه ما در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، ایجاد هراس عمومی است. همین امر باعث می شود خانواده‌ها مضطرب شوند و احساس کنند خانه‌ای روی آب دارند. منظور من اصلا این نیست که این شبکه‌ها باید محدود شوند بلكه معتقدم نیاز داریم قبل از انتشار و فوروارد کردن هر خبری از خودمان چند سوال بپرسیم و به آنها صادقانه پاسخ دهیم. اینکه دقیقا هدفمان چیست؟ یک بار از خودمان سوال کنیم و بعد دكمه انتشار را فشار دهیم. متأسفانه در ماه‌های اخیر شاهد حاکمیت احساسات‌گرایی در انتشار اخبار مربوط به خشونت‌ها بودیم و موج عظیمی در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شد.

این موج، ناشی از همان حساسیتی نیست كه در ابتدای گفت‌وگو به آن اشاره كردید و آن را مفید دانستید؟

نه، این موج احساسات‌گرایی یک نتیجه نامطلوب دارد و آن اینکه اینطور تصور می‌شود كه مسائل اجتماعی با دو سازوکار می‌تواند حل شود: اعدام و ابلاغ. منظورم آن است که اولا مجرمان اعدام شوند. دوم اینکه با ابلاغ دولت به وضعیت اقتصادی بازماندگان ناشی از آسیب‌های اجتماعی به شکل فوری و مقطعی رسیدگی شود. متأسفانه موج احساسات‌گرایی باعث می‌شود قاضی در بررسی پرونده عجله کند و شاهد نوعی عوام‌گرایی حقوقی باشیم و دولت هم دستپاچه شود و دستور فوری بدهد. مثلا به جای آنکه حاشیه‌نشینی به شکل اساسی حل شود با دستور ویژه به پدر آتنا شغل و خانه داده می‌شود، به جای آن که مسائل سالمندان فقیر به طور اساسی حل شود به پیرزنی که برای رفتن به سمت صندوق رای از چهارپایه پلاستیکی استفاده کرده با دستور ویژه ویلچر برقی داده می‌شود! من این ابلاغ و اعدام را مشکلی می‌دانم که شبکه‌های اجتماعی نقش زیادی در شکل‌گیری آن داشته‌اند. ما باید مراقب احساسات‌گرایی شدید در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی در شبکه‌های اجتماعی باشیم. البته در این میان سایر نهادهای تخصصی می‌توانند مداخله کنند و کمی از سطح این احساسات‌گرایی بکاهند ولی معمولا می‌بینیم که این موج همه نهادها را با خود می‌برد.

فكر می‌كنید بیشترین عاملی كه در ایجاد خشونت موثر است كدام است؟ همان خشونت‌هایی كه می‌گویید بعضی‌شان افزایش پیدا كرده‌اند و بعضی جدید هستند.

من فشارهای ساختاری را درباره رشد خشونت‌ها موثر می‌دانم. منظورم آن است که متأسفانه دولت‌ها مسئولیت‌های خودشان درباره تأمین شغل، تحصیل و ازدواج را به شکل زیرپوستی بر دوش خانواده‌ها محول کرده‌اند. والدین نگرانند و دغدغه همه امور فرزندانشان را دارند. حتی پس از ازدواج و تأمین مخارج عروسی، دغدغه تأمین مسکن برای فرزندان متأهلشان را دارند. این در حالی است که اینها مسئولیت دولت‌هاست و نه خانواده.

خب واگذاری مسئولیت دولت‌ به خانواده‌ها چطور به افزایش خشونت دامن می‌زند؟

ببینید، در حال حاضر پدر و مادر خوب بودن عمدتا در ارائه خدمات به فرزندان خلاصه شده. دولت انگار خودش را کنار کشیده و توپ را به زمین خانواده‌ها پرتاب کرده. حاکم شدن این دغدغه‌ها بر خانواده‌ها به هر حال اضطراب و استرس ایجاد می‌کند و تحمل‌ها را پایین می‌آورد. من قبلا هم در جای دیگری گفته‌ام زمانی كه فقر برای همه است، تحمل این شرایط آسان‌تر است ولی وقتی همه نهادها از والدین انتظار دارند برای فرزندانشان خدمات فراهم کنند، وقتی پدر و مادر خوب بودن در ارائه خدمات است و حتی خود فرزندان هم چنین انتظاری از والدین دارند و از طرف دیگر والدین نمی‌توانند چنین خدماتی فراهم کنند ناکامی ایجاد می‌شود. یکی از پاسخ‌ها به ناکامی‌ها هم پرخاشگری است. احساس ناکامی به ویژه با مشاهده نابرابری در جامعه، تحمل را کم می‌کند. همه فشار می‌آورند که موفقیت اینچنین است. پدر و مادر خوب باید دارای این ویژگی‌ها باشند، خانواده باکلاس دارای این امکانات و این دارایی‌هاست. این فشارها آدم‌ها را عصبی می‌کند و تاب آوری را کاهش می‌دهد. شما می‌بینید که رسانه‌ها یک زندگی مرفه را تبلیغ می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی از یک زندگی مرفه و لاکچری حرف می‌زنند. انتظارات آدم‌ها مدام رشد می‌کند ولی توانایی‌های مالی برای برآورده کردن این انتظارات روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود. این فشار ساختاری باعث می‌شود آدم‌ها زودتر عصبی شوند. وقتی در جامعه آدم‌ها مجبورند چند شغل داشته باشند و مدام به فکر آینده باشند، آن هم آینده‌ای که چندان هم روشن نیست، در این ساختار معیوب، عصبانی شدن طبیعی به نظر نمی‌رسد؟ آن هم در كنار این كه جامعه غمگینی داریم و تحقیقات هم این را نشان می‌دهد.

پس یك جامعه غمگین و عصبانی داریم و نباید از اخبار خشونت تعجب كنیم.

بله و متأسفانه نهادهای شهری ما تلاش نمی‌کنند فضای شاد و مفرحی برای مردم فراهم کنند. جالب است كه در خلاف شاد كردن مردم هم اقدام می‌شود، مثلا این كه در میادین شهرها مجرمان اعدام می‌شوند و خانواده‌ها با فرزندانشان به تماشای صحنه اعدام می‌روند. انگار فستیوال مرگ راه افتاده است! خشونت روی خشونت انباشت می‌شود. مسأله دیگری که به نظر من مهم است حس محترم بودن است. سازمان‌ها و نهادهای ما چقدر به مردم احترام می‌گذارند؟ هر فرد وقتی برای کاری اداری به ادارات و موسسات مراجعه می‌کند پس از ترک آنجا چقدر احساس محترم بودن به او دست می‌دهد؟ درنهایت این كه من فکر می‌کنم با جامعه تحقیرشده‌ای طرفیم و این تحقیرها روی هم انباشت می‌شود. شما به بعضی از ادارات مراجعه می‌كنید ساعت 8 صبح است و می‌بینید که دویست نفر در نوبت هستند و ساعت 4 صبح به آن اداره مراجعه کرده‌اند و ساعت 3 بعدازظهر قرار است نوبتشان شود! به نظر شما این افراد می‌توانند روان آرامی داشته باشند؟ کسی که حرمت نفس‌اش زیر پا گذاشته می‌شود و احترام نمی‌بیند چطور می‌تواند به دیگران احترام بگذارد؟ ما به آدم‌ها حس محترم بودن نمی‌دهیم. برخورد شرکت‌های خودروسازی با مشتری‌ها چگونه است؟ برخورد سازمان‌های خدماتی نظیر شهرداری‌ها و سازمان‌های ثبت اسناد و املاک با مردم چگونه است؟

اما چرا خشونت‌ها در محیط خانواده هم افزایش پیدا كرده؟

با تمام چیزهایی كه گفتم، وضعیت طوری است که وقتی پدر یا مادری از بیرون به خانه می‌آید، انگار از جنگ برگشته. اعصاب‌های ناآرام در بیرون از خانه، دشوار است که در خانه هم آرام باشند. بحران‌های اقتصادی و اجتماعی پشت در خانه نمی‌مانند. این بحران‌ها در خانواده هم بحران ایجاد می‌کنند و سپس دوباره به جامعه برمی‌گردند. این تعامل دوطرفه وجود دارد. درمجموع فکر می‌کنم که امید و امنیت در همه ابعادش به ویژه اقتصادی و آرامش لازمه جامعه ماست.

اگر بخواهید به عنوان جامعه‌شناس، هشدار یا راهكارى به مسئولان در این زمینه بدهید، به چه اولویت‌هایی اشاره می‌كنید؟

همانطور که اشاره کردم، جامعه ایرانی جامعه‌ای غمگین است و یكی از اولویت‌ها این است كه به این نكته توجه شود كه نیازمند فضاهای شاد هستیم. متأسفانه وقتی با برخی از مدیران شهری در این مورد حرف می‌زنم می‌گویند برای تعریف برنامه‌هایی برای مناسبت‌های سوگواری مشکلی نداریم و دستمان باز است ولی وقتی می‌خواهیم برای مناسبت‌های شاد برنامه‌هایی تعریف کنیم دچار استرس و نگرانی می‌شویم كه برایمان مشکلی پیش نیاید. به نظرم نیازمند مدیران جسور هستیم.
موضوع دیگر هم طبیعتا همان احساس محترم بودن است كه به آن اشاره كردم. ما در ورودی همه ادارات بنری درمورد احترام به ارباب رجوع نصب کرده‌ایم ولی متأسفانه فقط بنر نصب شده و در عمل اتفاق خاصی نیفتاده است. بوروکراسی کشنده اداری یک طرف و نحوه برخورد با ارباب رجوع یک طرف دیگر. اینها زمینه پرخاشگری می‌شوند. من زمانی پیشنهاد دادم که ما یک گواهینامه اعتبار برای سازمان‌ها تعریف کنیم با عنوان کام. کام مخفف کیفیت اجتماع‌مداری بود. هر سال سازمان‌ها و نهادها از این نظر ارزیابی شوند. اینکه چقدر منافع اجتماع را تأمین کرده‌اند و چقدر رضایت مشتری را به دست آورده‌اند.
یك توصیه مهم دیگر این است که مسئولان به رفاه مردم بیشتر فکر کنند. مسائل اقتصادی به تدریج دارد زجرآور می‌شود. زمانی وجود دارد که وضع همه بد است و این قابل تحمل است ولی هم اکنون اینطور نیست. وضع بعضی‌ها خیلی بد و وضع بعضی‌ها خیلی خوب است. ما شاهد مردمی هستیم که وضع اقتصادی خوبی ندارند، انتظاراتشان از رفاه هر روز گسترش می‌یابد ولی هر روز اخبار مربوط به اختلاس و دزدی و ویژه‌خواری ها را در شبکه‌های اجتماعی می‌خوانند. این باعث ناکامی و خشم می‌شود. این خشم‌ها در کجا بروز خواهد یافت؟

فكر می‌كنید مجازات‌های سنگین، می‌تواند از میزان خشونت كم كند؟

روشن است که اگر مجازات‌هایی مانند اعدام مفید بود، ما هم‌اکنون باید هیچ جرم و جنایتی نداشتیم ولی اینطور نیست. نباید فقط به مجازات فکر کنیم. باید به پیشگیری فکر کنیم، به زمینه‌های منجر به خشونت. ترس یکی از سازوکارهای دور کردن آدم‌ها از جرم است اما هزار سازوکار دیگر هم وجود دارد. متأسفانه همان احساسات‌گرایی در مواجهه با خشونت‌ها باعث شده از سیر زندگی افرادی که جرائم خشن انجام می‌دهند خبری نداشته باشیم. در بیشتر کشورهای دنیا شبکه‌های تلویزیونی برنامه‌های مبسوطی درباره قاتلان می‌سازند و سیر زندگی آنها را بررسی می‌كنند. این باعث می‌شود حتی کسانی که پتانسیل به قتل رساندن و آزار دادن دیگران را در خود می‌بینند با دیدن این فیلم‌ها آگاه شوند و سعی کنند خودشان را درمان کنند. ولی متأسفانه ما در کشورمان این امور را نداریم. با عجله این افراد را اعدام می‌کنیم و زندگی آنها را بررسی نمی‌کنیم. شما چند برنامه در تلویزیون کشورمان دیده‌اید که درباره پدوفیلیا یا آدم‌های به تعبیر عامیانه بچه‌باز بحث کنند و به بررسی ریشه‌های آن بپردازند؟ اینها را نمی‌گوییم بعد شاهد اخبار دردناكی هستیم كه در گوشه و كنار اتفاق می‌افتد. 


نوشته شده در : سه شنبه 23 آبان 1396  توسط : سامان حسنی.    نظرات() .

به دنبال زیبایی در ایران؛ از عمل دماغ تا درمان کچلی/ ایران یکی از ۴۱مقصد گردشگری سلامت در دنیا

 به دنبال زیبایی در ایران؛ از عمل دماغ تا درمان کچلی/ ایران یکی از ۴۱مقصد گردشگری سلامت در دنیا

کیلومتر‌ها سفر می‌کنند تا خود را برای کاشت مو، عمل زیبایی و خدمات درمانی به ایران برسانند. بسیاری از آنها شناخت چندانی از مقصد سفرشان ندارند؛ اما نام پزشکان ایرانی را زیاد شنیده‌اند؛ پزشکانی که آوازه کارشان به‌قدری در دنیا پیچیده که اریکا گری، مدل برزیلی، پیکسی فاکس، مدل شناخته‌شده سوئدی معروف به کمرباریک‌ترین زن دنیا و رودریگو آلوز که به‌خاطر جراحی‌های زیبایی بیش‌از‌حدی که انجام داده است، به مرد عروسکی شهرت دارد، از آن سوی دنیا برای جراحی زیبایی خود را به ایران رساندند.

«از آمریكا، آلمان، كویت و عراق مراجعه‌كننده داشتیم»؛ این را دختر جوانی كه منشی یكی از كلینیك‌‌های تخصصی كاشت مو در حوالی میدان ونك است، می‌گوید. تلفن به صدا درمی‌آید: «شما می‌توانید از طریق كانال تلگرامی ما عكس مراجعه‌كنندگان را قبل و بعد از كاشت ببینید». پس از پایان مكالمه تلفنی، ادامه می‌دهد: «قیمت‌ها در ایران پایین است و برای مراجعه‌‌كنندگان خارجی كه با دلار پول خرج می‌كنند، ایران خیلی به‌صرفه‌تر است. بیشتر مشتریان ما یا از طریق سایت با ما آشنا می‌شوند یا بعضی‌ها پس از دیدن دوستان‌شان كه برای كاشت مو به مركز ما مراجعه كرده‌اند، تشویق می‌شوند به ایران بیایند».

«مالو»، پسر جوانی است كه می‌خواهد برای كاشت مو از سلیمانیه به ایران سفر كند. او كه قبلا هم به ایران سفر كرده است، به خبرنگار «شرق» می‌گوید: «تا چند هفته دیگر برای كاشت مو به ایران سفر می‌كنم؛ اما هنوز تصمیم نگرفته‌ام به كدام مركز مراجعه كنم. مدت‌هاست می‌‌خواهم مو بكارم؛ اما كار پزشكانی كه در عراق و اقلیم كردستان هستند، كیفیت خوبی ندارد؛ برای همین نمی‌خواهم این كار را در كشور خودم انجام دهم. نزدیك به چند ماه در اینترنت درباره كاشت مو در كشور تركیه و ایران تحقیق كردم، زیاد به پزشكان تركیه‌ای اطمینان ندارم و در نهایت تصمیم گرفتم برای كاشت مو به ایران سفر كنم؛ چون پزشكان خوبی دارد. سفر به ایران برای ما آسان و قیمت‌ها نیز پایین است».

مالو كه انگلیسی را بهتر از فارسی می‌تواند صحبت كند، ادامه می‌دهد: «چند سال پیش نیز یكی از دوستانم برای كاشت مو به ایران سفر كرد. خیلی از كار پزشكش راضی بود. پزشكان ایرانی از نظر علمی سطح بالایی دارند. اولین‌بار نزدیك به چهار سال پیش برای درمان مادرم كه از بیماری اعصاب رنج می‌برد، به ایران سفر كردم. آن زمان از طریق دو خواهر كُرد ایرانی كه مترجم بیماران كُرد‌زبان هستند، با پزشك مادرم آشنا شدیم كه خوشبختانه با مراجعه به او، مادرمان درمان شد. ایرانی‌ها خیلی مهربان و میهمان‌نواز هستند. هنگامی كه برای اولین‌بار به ایران آمدم، فرق هزار‌تومانی و ١٠‌هزارتومانی را نمی‌دانستم. خاطرم هست هنگامی كه سوار تاكسی می‌شدم، همه پول‌‌ها را به راننده تاكسی نشان می‌دادم و می‌گفتم كدام را باید به شما بدهم، آنها خیلی با مهربانی با من برخورد می‌كردند و كرایه‌ای را كه از بقیه می‌گرفتند، از میان پول‌های من جدا می‌كردند و نه بیشتر؛ در حالی كه شاید در خیلی از كشور‌های دیگر اگر بدانند خارجی هستی، كلاه سرت بگذارند».

اما همه مسافران سلامت به ایران برای عمل‌های زیبایی به ایران سفر نمی‌كنند؛ بسیاری از آنها برای درمان بیماری‌‌ به ایران می‌آیند. نرگس متین‌زاده، مسئول بخش آی‌تی‌دی‌ بیمارستان پارسیان بیماران كُردزبان، به خبرنگار «شرق» می‌گوید: «بیشتر مراجعه‌كنندگان خارجی بیمارستان از بیماری‌های قلبی، ستون فقرات و سرطان رنج می‌برند. آنها هنگامی كه در كشور خود از درمان ناامید می‌شوند، برای درمان خود را به ایران می‌رسانند كه خوشبختانه بسیاری از آنها با توجه به تجربه پزشكان ایرانی پس از درمان به كشور خود بازمی‌گردند». او درباره نحوه آشنایی بیماران با بیمارستان، می‌گوید: «بیماران از طریق اینترنت با بیمارستان آشنا می‌شوند. مردم كردستان عراق، من را می‌شناسند و به دلیل آشنایی من به زبان كُردی، مستقیم با خود من ارتباط برقرار می‌كنند و كار‌های پذیرش را انجام می‌دهند و هنگامی كه وارد بیمارستان می‌شوند، پس از انجام آزمایش‌های لازم درمان آنها آغاز می‌شود».

متین‌زاده با بیان‌ اینكه پس از رفراندوم كردستان عراق میزان مراجعه‌‌كنندگان آنها از كردستان عراق به‌طور چشمگیری كاهش‌ یافته ‌است، می‌گوید: «پیش از تحولات در كردستان عراق، به طور میانگین ١٥٠ بیمار در ماه به مركز ما مراجعه می‌كرد؛ اما پس از آن میزان مراجعه‌‌كنندگان به دلیل بسته‌شدن مرز كاهش چشمگیری داشت؛ به‌طوری‌كه ماه گذشته فقط ٩ مراجعه‌‌كننده از كردستان عراق برای درمان به بیمارستان مراجعه كردند. سطح علمی پزشكان در عراق بسیار پایین است و بسیاری از آزمایش‌‌هایی كه بیماران برای ما می‌آورند، درصد خطای بالایی دارد. مدتی پیش پسر ١٧‌ساله‌ای همراه پدرش برای پیوند چشم به بیمارستان ما مراجعه كرد؛ طبق آزمایش‌هایی كه در كردستان عراق انجام داده بود، چشم او باید پیوند زده می‌شد؛ اما قبل از پیوند من به آنها پیشنهاد دادم یك بار دیگر همان آزمایش‌ها را در ایران انجام دهند چون درصد خطا در مراكز درمانی عراق و اقلیم كردستان بسیار بالاست. خوشبختانه پس از آزمایش مشخص شد بیمار نیاز به پیوند ندارد و با لیزر چشمش درمان شد. هرگز آن صحنه را كه پدر این پسر با خوشحالی اشك در چشمانش جمع شده بود و از ما تشكر می‌كرد، فراموش نمی‌‌كنم».

گردش پس از درمان

بیشتر بیمارانی كه در مركز چشم‌پزشكی بصیر هستند، زبان فارسی نمی‌دانند. از نوع پوشش و چهره‌هایشان می‌توان فهمید كه خارجی هستند. تعدادی از آنها با خودشان مترجم دارند و تعدادی دیگر كه مترجم ندارند، پس از ورود به كلینیك وارد اتاق مترجم می‌شوند تا آنها را راهنمایی كند. ساواش ٢٥ساله روی یكی از صندلی‌های سالن انتظار نشسته است. او همراه یكی از دوستانش از تركیه به ایران سفر كرده است. نمی‌تواند فارسی حرف بزند. وقتی از او می‌پرسم فارسی می‌توانی صحبت كنی، می‌گویند «تركی» نمی‌تواند حرف بزند، فقط می‌گوید «تركیه». سالن پر از مترجم‌‌هایی است كه با بیماران به اینجا آمده‌‌اند یا دنبال بیماری می‌‌گردند كه برایش كار ترجمه انجام دهند و مزدشان را بگیرند. از یكی از آنها می‌خواهم حرف‌های ساواش را برایم ترجمه كند. ساواش می‌گوید «اولین بار است كه به ایران سفر می‌كنم. با یكی از دوستانم كه برای درمان چشم آمده است، به ایران آمدم. پزشكان ایرانی در خاورمیانه درجه‌یك هستند و قیمت‌های خدمات درمانی در ایران بسیار پایین‌تر از تركیه است. به‌همین‌دلیل دوستم به ایران آمده است».

هنگامی كه علت سفر او با دوستش به ایران را می‌پرسم، پاسخ می‌دهد «پس از چكاپ چشم دوستم، با او و یكی دیگر از دوستانمان كه همراه‌مان به ایران آمده است، می‌خواهیم برای خوش‌گذرانی به شمال سفر كنیم. می‌گویند آنجا خیلی زیباست و می‌توانیم با قیمت‌‌های ارزان خوش بگذرانیم». شهر‌های دیگر ایران را نمی‌شناسد و می‌گوید از راننده‌های تهران هم كه پرسیدیم، همه پیشنهاد دادند به شمال سفر كنیم. این را فقط ساواش نمی‌گوید؛ مرد جوانی كه كمی‌ آن‌طرف‌تر روی صندلی‌ نشسته است، هم تأیید می‌كند. ماردین كه از كركوك عراق برای عمل چشم به ایران آمده است می‌گوید «شمال شهرهایی زیبایی دارد، با مقدار كمی پول می‌توان در آنجا خوش‌گذرانی كرد. خیلی از مردم كردستان عراق برای تفریح به شمال سفر می‌كنند من هم چندباری به آنجا سفر كرده‌‌ام».

او كه اولین بار ١١ سال پیش برای درمان چشمش به ایران سفر كرده است، می‌گوید «این چهارمین بار است كه برای درمان چشمم به ایران آمده‌ام بسیاری از دوستان و آشنایان‌مان كه برای خدمات درمانی به ایران آمده بودند از پزشكان ایرانی تعریف می‌كردند و راضی بودند برای همین اولین بار سال ٢٠٠٦ برای عمل شبكیه چشم به ایران سفر كردم. پس از مدتی فشار چشمم بالا رفت و بار دیگر به ایران آمدم كه به من گفتند نیاز به عمل نیست و باید دارو مصرف كنم. پس از یك سال مصرف دارو برای سومین بار به ایران آمدم كه گفتند باید بار دیگر چشمت را جراحی كنی پس از بهبود پزشكان به من گفتند چشمت بهبود پیدا كرده است اما با گذشت چند سال هفته پیش بار دیگر چشمانم درد گرفت و مجبور شدم بار دیگر برای درمان به ایران سفر كنم».

رتبه ایران در توریسم سلامت

درهمین‌حال رئیس انجمن گردشگری سلامت ایران درباره جایگاه ایران در حوزه توریسم سلامت می‌گوید: «براساس ظرفیت‌های منطقه ایران می‌تواند یكی از كشور‌های برتر در زمینه توریسم سلامت باشد. ایران با داشتن ویژگی‌هایی مثل دسترسی آسان به كشور، مهارت پزشكان، وجود تكنولوژی‌های روز دنیا و هزینه‌های کم می‌تواند به یكی از پایگاه‌های توریسم سلامت در خاورمیانه تبدیل شود». محمد جهانگیری با اعلام این نکات می‌افزاید: «یكی دیگر از جذابیت‌های مهم ایران که نقش مهمی در جذب گردشگران خارجی دارد موضوع میهمان‌نوازی مردم و وجود جاذبه‌های گردشگری زیاد است. همین نکات می‌تواند سالانه توریست‌های سلامت زیادی را برای سفر به ایران بكشاند».

او در ادامه با بیان اینكه ٤١ مقصد گردشگری سلامت در دنیا وجود دارد كه ایران هم جزء آنهاست، می‌گوید: باید تلاش كنیم سهم بیشتری از بازار ١٥٠ میلیارددلاری توریسم سلامت به دست بیاوریم. فعلا ایران سالانه در این بازار فقط یك میلیارد دلار سهم دارد این در حالی است كه كارشناسان با توجه به ظرفیت‌های كشور پیش‌بینی كرده‌‌اند با توجه به استعداد‌هایی كه دارد، می‌تواند سهمی نزدیك به هفت میلیارد دلار از این بازار داشته باشد كه متأسفانه به دلیل عدم سرمایه‌گذاری در این زمینه و نبود زیرساخت‌های مناسب نتوانسته‌ایم از ظرفیت‌های كشور در این زمینه استفاده كنیم. با توجه به وجود تحریم‌ها باز ما شاهد ورود گردشگران سلامت زیادی به كشور بودیم؛ ازجمله كشور‌‌های تازه به استقلال‌رسیده در آسیای میانه و حتی از كشور‌های اروپایی و آمریكا كه بیشتر آنها برای خدمات زیبایی، دندانپزشكی، چشم‌پزشكی و درمان ناباروری به كشور ما سفر كردند. ما در درمان ناباروری در منطقه بی‌نظیر هستیم همچنین در خدمات در سلول‌های بنیادی جزء ١٠ كشور برتر هستیم».

رئیس انجمن گردشگری سلامت ایران با بیان اینكه بسیاری از توریست‌های سلامت از كشور‌های حوزه خلیج‌فارس، جمهوری آذربایجان، افغانستان و عراق به ایران سفر می‌كنند، می‌گوید: بسیاری از این گردشگران برای درمان به شهر‌هایی مانند شیراز، كرمانشاه، اصفهان، مشهد، اردبیل، تبریز، گیلان، مازندران، زابل و سیستان‌وبلوچستان مراجعه می‌كنند. به غیر از شهر‌‌های بزرگ شهر‌های مرزی نیز به دلیل قرابتی كه با كشور‌های همسایه دارند میزبان بسیاری از توریست‌های سلامت هستند. به طور كلی تمام شهر‌‌های ایران ظرفیت بالایی در این حوزه دارند اما باید مشكلات زیرساختی مانند حمل‌ونقل برطرف شود تا بتوانیم از همه ظرفیتی كه در این زمینه داریم بهره‌برداری كنیم».


نوشته شده در : سه شنبه 23 آبان 1396  توسط : سامان حسنی.    نظرات() .

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات